بهار
میتوانم...دست های دلت..را محکم بگیرم.
بدون ...اینکه لحظه ای ببینم...تو را...
میتوانم...اشک های حلقه شده...در چشمت را نظاره کنم!!!
فرقی نمیکند....برایم
چند...پاییز و بهار را...بی تو گذرانده ام...
فقط...این را بدان..............
هنوز فراموش...نکرده ام ...روزهای خاطره انگیز...
بهار...بهار با تو بودن را!!!
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم آذر ۱۳۹۲ ساعت 15:57 توسط انسیه خلج بابایی
|
سلام .به وبلاگ من خوش آمدید.امیدوارم اوقات خوشی را اینجا تجربه کنید. اینجا نه خیلی ناراحت میشی نه خیلی سرحال...هرچی نوشتم واقعیت های زندگی هر آدمی میتونه باشه...من نه آدم افسرده ای هستم..نه خیلی بی خیال و سرخوش...فقط حساس و نکته بین .نظر بدید...انتقاد کنید ولی بااحترام...اگه چیزی یاد گرفتید دعام کنید...از حضور گرم و صمیمی تون متشکرم.....