من به عشق دیدن ات از آسمانها آمدم

تا که بردی نام من بااشک و با آه....آمدم

محرم رازی تو آخر به زمن کی یافتی!!

با تولای دل خونین چرا نشتافتی

صد خطا کردی به یک عفو تو عفوا "

من گذشتم...

زخم ها کردی به تن هایی روا..

قلبها رستی به تیزی جفا...

آخر ای بنده تو کی آدم شوی

بهر کار دل تو بازیگر شوی

من ز حق خود ز جرم ات چشمهایم بسته ام

حق این مردم چرا خوردی..ز عفوت خسته ام