شکایت..!!!!

سنگین دل از عشق...بی تاب تر ارزجان

 

ناشکر از درد....بی نفس تر از صبر

 

خونین دل از جهل...................

 

به کجا برم شکایت......

 

به که گویم این حکایت.............

روز تولد......

روز تولدم را که فراموش کردی....

 

پس لااقل سرساعت در مجلس ترحیم شرکت کن....

 

شاید بر لبه ی دیوار جدایی ....

 

منتظر دیدن ات باشم...

سیاه و سفید

اینروزها....اعتماد بوی تعفن دارد!!!!!!

 

آدمهای زندگیه من....رنگارنگارنگند....

 

نمیخواهم دنیای رنگارنگتان را.....

 

دنیای سیاه وسفید خودم را .....

 

در آغوش میگیرم.....