تمام دارایی ام....از این دنیا.....

تنها یک قلب ...صاف و ساده بود...که آن هم...به نامت زدم...

وقتی...خیلی..کوچک بودم.!!!

آن زمان...که آغوشت...تنها جای امن..ه.. دنیا بود...برای من!!!

آن زمان.. که..آهنگ لالایی.ه ..صدایت.....قشنگ ترین...شعر ..ه ..دنیا بود...برای من!!!

از آن زمان ها....خیلی میگذرد....ولی من هنوزم....چیزی ندارم!!!!

       جز...عششقق ات .....مادر................

وقتی..تو..را ...به ..خاک ...سپردند...قلب مرا...نیز..با تکه ای از سنگ مزارت.....

            شکستند......مادر....

وقتی...هجوم آورد.!!!!غم تنهایی ...و دوری ات....مادر....

شانه هایم.....سنگین...شدند!!!!

از باری...که غم ...تو...را به دوش میکشیدند......

یکسال...که...نه!!!!...ده سال....یا....صدسال!!!!

نمیدانم....ولی روزهای بی تو بودن....سنگین و سخت ....گذشتند!!!

دیگر...عطر ...چادر نماز...ات...شده همدم...روزهای پر از اشکم.....

دلم...تنگ...است.....مادر....

ببین...چگونه لالایی ...برایت خواندم....با بغض سرد...با...آتش درونم!!!!!

     مادر.....مادر.....مادر.....مادر........